سلام دوستان خوش اومدین من داستانای خودموگاهی اوقات مینویسم امیدوارم اگه مایل بودیدوخوندیدنظریادتون نره
ازتون گله دارم.........اخه شماهایی که به وبلاگ من سرمیزنیدچرانظرنمیدید؟؟؟؟ازتون خواهش میکنم نظربدین
برچسب:
نویسنده: nasim
زن گفت " نگذارشون بیرون تا وقتی ماشین می آد .
باز این لعنتی ها پارش می کنن و بوی گندشون کوچه رو ور می داره
"مرد قبل از گره زدن پلاستیک روی آشغال ها سم ریخت و گفت :
" دیگه کارشون تمومه ،
فردا باید جنازه هاشون رو شهر داری گوشه و کنار خیابون جمع کنه "
و کیسه زباله را بیرون برد .
فردا روزنامه ها تیتر زدند :
" مرگ خانواده پنج نفره بر اثر مسمومیت ناشی از خوردن پس مانده های غذایی"
برچسب: زباله"غم "انگیز,
نویسنده: nasim
وقتی می گویم : دیگر به سراغم نیا !
فکر نکن که فراموشت کرده ام ….
یا دیگر دوستت ندارم !
نه ….
من فقط فهمیدم :
وقتی دلت با من نیست ؛
بودنت مشکلی را حل نمی کند ،
تنها دلتنگترم میکند … !
برچسب:
نویسنده: nasim
آشناهای غریب همیشه زیادند
آشناهایی که میایند و میروند
آشناهایی که برای ما آشنایند
ولی ما برای آنها...
نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود
که همه روزی
آشنای غریب میشوند
یکی هست ولی نیست
یکی نیست ولی هست
یکی میگوید هستم ولی نیست
یکی میگوید نیستم ولی هست
و در پایان همه بودنها و نبودنها
تازه متوجه میشوی
که:
یکی بود هیشکی نبود
این است دردی که درمانش را نمیدانند
و ما هم نمیدانیم
که آن یکی که هست کیست
و آن هیچکس کجاست
کاش میشد یافت
کاش میشد شکستنی نبود
کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن
خرد نشد.....
برچسب: غریبه"زندگی,
نویسنده: nasim
سلام مهربونم ،میدونم بنده خوبی نیستم،میدونم تنهام نذاشتی
میدونم با وجود گناهایی که داشتم همیشه مراقبم بودی
خدا جونم باز هم تنهام نذار،کنارم باش
الان بیشتر از قبل ازت انتظار دارم،چون به غیر از خودمباید مراقب یکی دیگه هم باشی که ازم دوره ولی دلم باهاشه
جونم به جونش بنده،بیشتر از خودم یا هر چیز و هر کس دیگه ای دوسش دارم
یکی که به خاطر من غرورشو شکست و کاریو انجام داد
که دوست نداشت،خدا جونم اگه اون طوریش بشه من نمیتونم زنده بمونم
حالا حکمت کاراتو میفهمم کسی که مال من بود و عاشقم
برام فرستادی،قول میدم لیاقتشو داشته باشم
عشقم دوست دارم
خدا جون عاشقتم
برچسب: دل نوشته"باخدا,
نویسنده: nasim
برچسب:
نویسنده: nasim
برچسب:
نویسنده: nasim
برچسب:
نویسنده: nasim
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟
پسر: آره عزیز دلم . . .
دختر: منتظرم میمونی ؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که
از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . .
دختر: خیلی دوستت دارم . .
... پسر: عاشقتم عزیزم . .
.
.
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم
کم داشت ، به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را
زمزمه کرد و جویای او شد ..
پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی
دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی
گذاشت و رفت؟
پرستار : در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد
رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه
چرا ؟؟؟؟؟!!
چرا به من کسی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد . .
پرستار: شوخی کردم بابا!! رفته دستشویی الان میاد
منظورم از اشک آور اشک خنده بود نه گریه 
. .
برچسب:
نویسنده: nasim
این روزها که میگذرد من میمانم و هوای نو
پایئز همین هست فصل خزان تر از تو
سردرگم تر از همیشه مات مبهوت و دلتنگ
پاتوق همیشگی درخت کاج
یادگاریهای من و تو
عکسهایی که دیدنشان لبخند تلخی دارد و سنگینی خاص کا دل می خواد تا بکشد جور آن را
بی بهونه:
فضا عوض شده هوا اون هوا نیست
باز خوب شد که پاییز شد هوایش بوی سردی روحم را دارد
برچسب: بار"پاییز,
نویسنده: nasim
ساله بودم که به یکی از خواستگارانم17
که پسر نجیب و خوبی بود جواب مثبت دادم.
اسمش رضا بود پسر معدب و متینی بود
هر بار که به دیدن می امد غیرممکن بود دست خالی بیاد
ما همدیگرو خیلی دوست داشتیم
چند ماه اول عقدمان به خوبی گذشت
تا
اینکه رفتارواخلاق رضا تغییر کرد ومتفاوت
برچسب:
نویسنده: nasim
چند تا سوال :
1 آیا رابطه های اینترنتی و تلفنی که به ازدواج ختم میشن چنددرصدشون موفق آمیز هستند؟
2 آیا تو دوستان وآشناهای شما کسی رو میشناسید که این جوری ازدواج کرده باشه؟ قسمت نظرات نظر خودتون رو بنویسید.
3- به نظر شما چه ازدواجی موفقیت آمیزه؟ شما موفقیت رو تو چی می بینید؟
برچسب: نظر"نظر,
نویسنده: nasim
دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
« اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس **** گاه تو خواهم شد »
***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
***
دلداده به ديدنش آمدو ياد آورد وعده ديرينش شد :
« بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »
***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست
***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »
برچسب: رنگ"زیبایی",
نویسنده: nasim
کاش می شد اندکی از تاریخ را بهتر نوشت
کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی
برچسب: دل نوشته"زیبا,
نویسنده: nasim

برچسب: کدومش"خوشمزه",
نویسنده: nasim
دیدی که سخــــت نیســـــت
تنها بدون مــــــــــن ؟
دیدی صبح می شود
شب ها بدون مـــــــــن
این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند
فرقی نمی کند
با مــــــن … بدون مــــــن
دیــــــروز گر چه ســـــــخت
امروزم هم گذشت
طوری نمی شود
فردا بدون مــــــن
برچسب: فردا بدون؟من,
نویسنده: nasim
مردانه که گریه کنی
کدام زن میخواهد آرومت کند
مردانه که بغض کنی
چه زنی توانایی آروم کردنتو داره
مرد که باشی نمای یک کوه رو داری
مغــــــــرور غمــــــگین تنـــــها
برچسب: مرد<تنهایی,
نویسنده: nasim